بغض هاي نترکيده

 

 

فعلا نوشت

کربلا رفتم .....اما کربلا را ندیدم ....نشانم ندادند ....همین

.

.

این روسیاه دعاگوی همه ارزومندان بود ....وقتی حضور بی لیاقتم رو میدیدم و یادم به التماس دعاهای بغض الود خیلی ها می افتاد به وضوح دلم میشکست...ایشالله روزی همه ارزومنداش!

 


 

رفوزه ی کربلا ....

کربلا که میروی باید قربانی شوی ....

باید داشته ها و نداشته هایت را یکجا بدهی .....

چیزی برایت نباید که باقی بماند ....

دوباره اگر طلبیده شدی .....انگار  که کم گذاشته ای .....میروی تا هیچ شوی و برگردی .....

.

تمام دار و ندارم را برمیدارم

که بببرم....

خطا میکنم !

در کربلا همین که چیزی با خودت ببری ....نه ...نه ...نه .

همینن که احساس کنی چیزی هست ،که ببری   ! رفوزه ای ....

.

قبول که بشوی ...بورسیه ات میکنند به بهشت ....با یک پست هوایی !

 بقیه ی درس ها را حضوری پیش خود آقا میگذرانی ....

.

.

پ.ن:

16 اردیبهشت ...عازم کربلاییم و انشالله دعاگوی همه دوستان .البته به شرط اینکه حلالمون کنید تا دعامون بالا بره. و دعا کنید خدا روزی معنویمون رو بیشتر کنه ....التماس دعا


 

هیچ و پیچ

داشتم ارشیو وبلاگ پچ پچ مو میخوندم .....بعضی پست ها خیلی قشنگ بودن خیلییییییییی دلم برای خودم تنگ شد ....

همیشه بچه که بودم میگفتم چرا بزرگترا میگن شما دلتون پاکه .....الان میفهمم خیلی از دغدغه های زندگی توی سن های بالاتر واقعا ادمو کدر میکنه .....چشم و همچشمی ها ..سیاست بازی توی رابطه با ادم بزرگا ......دروغ های به اصطلاح مصلحتی ....تعارف های دروغین ....لبخند های زورکی ......همه اش روح ادمو کدر میکنه .....دودی میشیم ....

واقعا زندگی توی دنیا و الوده ی اون مسایلش نشدن مثل خرما خوردن بدون چکنه شدن دست میمونه .....

دلم برا نوشتن تنگ شده ......برا ساعت ها تو نت چرخ زدن .....برای بیخیالی ....برای به درک گفتن هام به مردم و تفکراتشون و حرفاشون ......

.

همین

 


 

قضیه چیه ؟

مشاهده یادداشت خصوصی


 

دّه نوشت

شب اول

مصیبت کربلا نه  از قلت اصحاب است . و نه از ضربه های پی در پی شمشیر و تیر ....

مصیبت کربلا آنست که حرمت اهل بیت  ِ پیامبر تنها پس از  یک نسل شکسته شد .....

مصیبت کربلا  قصه فراموش کاری انسان است .....فراموش کردن جای بوسه های پیامبر بر  حسین

مصیبت کربلا جنگ بین مسلمان با مسلمان است ،نه مسلم و کافر ......

مصیبت کربلا  انحراف نیست ،نافهمی نیست ،مصیبت کربلا دنیا پرستیست......هوس است

دنیا پرستی کسانیکه نه از روی جهل با حسین جنگیدند نه از روی عقیده  ،که وعده و وعید های دنیایشان دست به شمشیر و تیرشان کرد !

 

 

شب دوم

در کربلا همه ، تمام دارایشان را میدادند ....

رقیه هم .....

فراتر از بابا ،یک دختر سه ساله چه دارایی ای میتواند داشته باشد ؟

 

 

شب سوم

تمام آن چند هزار نفری که در راه کوفه  حسین علیه السلام را تنها گذاشتند و از میانه ی راه بازگشتند ، امامشان را برای دنیایشان میخواستند که همراه امام شده بودند ...حتی خیال هم  نمیکردند که جنگی و کشته شدنی در کار باشد ....

در راه ائمه باید خالص بود، وگرنه فرقی با اهل کوفه و نامردان ِ بی وفایی که امام را تنها گذاشتند نداریم .

 

 

شب چهارم

در مجلس یزید  زینب سلام الله علیها گفت : ما رَائتُ الا جَمیلا .....

و از کربلا تا ابد ، عالَم وقتی به زینب نظاره مکند چیزی نمیتواند بگوید جز :

ما رَائتُ الا جَمیلا

 

 شب پنجم

وقتی انسانی در برابر نباشد ....قلبی حتی با دیدن علی اصغر کوچکت هم  به رحم نمی اید .....

 

 

شب ششم

حُر بخشیده شد .....تا ثابت شود حسین نه از روی کینه به میدان آمد  نه برای حکومت .....حسین برای این به میدان آمدکه حتی یک نفر هم کمتر جهنمی شود .....

 

شب هفتم

آنچه  دشمن بر سر  علی اکبر آورد ، جنگ نبود ،حیوانیت بود ،رذیلت بود، پستی بود ....حرام زادگی بود !

 

شب هشتم

 ادب ،عباس دارد .

 

 

شب نهم

حسین را که کشتند ، علی (علیه السلام ) در زینب حلول کرد .....

 

 

شب دهم

عاشورا یک روز است ، هر کس یک بار قربانی میشود .

و تا اربعین است که زینب هزار روز میمیرد و زنده میشود


 

کاملا همینجوریانه !

اگه پرو باشیم میگیم اعتماد به نفس دارم .

اگه دچار غرور کاذب باشیم میگیم علو طبع دارم .

اگه متعصب باشیم میگیم غیرت دارم

اگه خیال پرداز باشیم میگیم ارمانگرا هستم .

اگه وابسته به خونواده باشیم میگیم عاطفی هستم .

..................

 

 

 


 

آدمیت تعطیل !

خسته ام ...ازین همه مثلا ، آدم

ادم هایی که زود قضاوت میکنند .ادمهایی که اونجور که میخوان قضاوت میکنند .ادم هایی که خودشون رو در اعلی درجه بندگی خدا میدونند و مدام دم از تواضع میزنند .ادمهایی که از اظهار تواضعشون هم تکبر می باره .ادم هایی که خواسته های خودشونو سنجاق میکنند به مستحبات و واجبات اسلام .

ادمهایی که فقط وقتی مهربونند که تو خوبی .ادم هایی که برای اینکه تو قلبشون باشی باید هزار و یک سیاست بکار ببری .ادمهایی که فقط ظاهر رو میبینند .ادم هایی که مدام چرند میبلافند .ادم هایی که بیرون از خونه خوش اخلاق اند و داخل خونه با صد من عسل هم نمیشه خوردشون ادم هایی که از اسلام فقط قرائت بدون اشکال قرآن رو درست عمل میکنند  . ادم هایی که فقط و فقط ازت توقع دارند . ادم هایی که فقط تا وقتی بهشون برسی و تر و خشکشون کنی کاری به کارت ندارند .ادم هایی که مدام و مدام از خودشو ن تعریف میکنند . ادمهایی که به خودشون اجازه میدن در هر کاری مقیدت کنند. ادم هایی که کوک ات میکنند ،مثل ساعت .ادم هایی که به هم ات میریزند .ادم هایی که عصبانی ات میکنند .ادم هایی که هیچکدام ازین ها را نمیفهمند.

 .

.

.

ادمهایی که اصلا مهربون نیستند اصلا .

 


 

چه وضعشه !

1

ساعت ِ گوشیمو تغییر ندادم که نخوام ساعت ِ آلارمشو واسه نماز صبح تغییر بدم ....گذاشته بودم رو ۶.۳۰

2

ازون طرف یه قرص باید میخوردم که باید دقیقا سر ساعت 6.30 صبح میل میشد ....بدون حتی ربع ساعت تاخیر

=

صبح پاشدم میبینم خود گوشیم به طور اتوماتیک ساعتش یک ساعت اومده عقب و الان یک ساعته نکه هم نمازم قضا شده و هم یک ساعت از وقت خوردن قرصم گذشته

اون وخت به نظر شما واقعا جا نداشت که بگم مملکته داریم ؟


 

نون ....دندون ....معرفت الهی ....

 بسم الله

نگران بودم ،میدونستم با اون تربیتی که مامانم کرده تو هر شرایطی میتونم دووم بیارم ...ولی بازم همه اش میگفتم یعنی چی میشه ...

شوهرم یواش یواش باید میرفت سربازی  ماهی 300 تومن فقط باید اجاره میدادیم.....خب طبیعی بود که شرایط سختی پیش رومون باشه یا باید کل پس اندازمونو خرج میکردیم یا اینکه.....

مخصوصا که تو این مدت زندگی مشترکمون شوهرم نذاشته بود اب تو دلم تکون بخوره ....همه چیز بهترین و بیشترین ...

از طرفی هم هر جا هم دنبال خونه رهن کامل میگشتیم گیرمون نمی یومد ....خلاصه یه روز که خیلی نگران و ناراحت نشسته بودم فک میکردم ....شوهرم گفت نگران نباش هر آنکس که دندان دهد نان دهد .....مطمئن باش در نمی مونیم .....

با شوخی و کمی هم جدی گفتم آره نان دهد ولی فرق هست بین نون سنگک کنجد دار  و نون بازاری ! 

دقیقا چند روز بعدش بود که یکی از دوستام زنگ زد گفت براتون یه خونه رهن کامل پیدا کردم فلان جا (یکی از نقاط خیلی خوب شهر ) ....

رفتیم ....خونه رو دیدیم ....همه چیز عالی بود ....نوساز ..... صاب خونه  ی مومن و خوب ....قیمت مناسب ....نزدیک به دانشگاهم  و خلاصه  بمراتب از خونه ای که الان توشیم بهتر ......

خونه رو که دیدیم اومدیم بیرون ،فهمیدم که خدا باب طبع همون دندونی که داده نون میده ...نون سنگک کنجد دار....کافیه شعور بهم بزنیم ....نشناختم هنوز خدامو، نشناختم گریه

 

 


 

مَردشیم یا نه ؟

بسم الله

 

فکر کن ...دوستت عاشقت باشه ...برات بمیره ....وقت و بی وقت با کادو و گل و کلمات عاشقانه اش عشقشو بهت اثبات کنه ....

اما جلو بقیه مدام ضایع ات کنه ...مدام حرفاتو نقض کنه ...جلو بقیه دقیقا کاری رو کنه که همه میدونن تو ازون کار متنفری .....هر بار هم این کارشو تکرار کنه

عشق دوستتو باور میکنی ؟مردم چی ؟عشق دوستت به تو رو باتور میکنن یا اونو جزء دشمنات یا حداقل جزء کسایی که ازت خوششون نمی اد  حساب میکنن ؟

حالا فکر کن

عاشق خدایی ..... نمازاتو میخونی ...روزه هاتم میگیری.....به قول خودت بهتر از اوناایی که چادر چاغچول سر میکنن و بازم به قول خودت هر چی قره زیر چادرشونه .....

اما توی خیابون جلوی بقیه .....حجاب نداری .....داری با حجاب نداشتنت جلو مردم میگی: من حرفای خدارو قبول ندارم ......برام مهم نیست چی دوس داره ....از چی بدش میاد .....مردم تو رو هم میزارن جزء کسایی که خدارو قبول ندارن .....

خدا چی ؟عشقتو باور میکنه ؟ نماز هاتو چی ؟

بابا رک و راست بگم ...من و توی دختر مسلمون تنها نماد خدایی بودنمون حجاب و عفافمونه ...این جملات همایشی و تبلیغاتی رو ول کن ...حجاب نه مصونیته نه محدودیته نه مرواریدی در صدف نه شکلاتی در پوست ....

حجاب من و تو نماده ، نماد ِ مخالفت نکردن با خدا.....مَردشیم یه قلم رو بخاطر اینکه نشیم جزء مخالفای خدا حفظ کنیم ؟ بسم ا....

 


 
آسمون

نومید مشو که تو را نیز عاشورایی ست و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار تو را میکشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به حسین لا زمان و لا مکان ولایت ملحق شوی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.....شهید آوینی
asemoon313@gmail.com

 
 
 

مطالب اخير

فعلا نوشت

رفوزه ی کربلا ....

هیچ و پیچ

قضیه چیه ؟

دّه نوشت

کاملا همینجوریانه !

آدمیت تعطیل !

چه وضعشه !

نون ....دندون ....معرفت الهی ....

مَردشیم یا نه ؟

 

آرشيو مطالب

صفحه نخست

اردیبهشت ٩۱

فروردین ٩۱

اسفند ٩٠

دی ٩٠

آذر ٩٠

آبان ٩٠

مهر ٩٠

شهریور ٩٠

امرداد ٩٠

تیر ٩٠

خرداد ٩٠

فروردین ٩٠

بهمن ۸٩

دی ۸٩

آذر ۸٩

آبان ۸٩

مهر ۸٩

شهریور ۸٩

تیر ۸٩

اردیبهشت ۸٩

فروردین ۸٩

اسفند ۸۸

بهمن ۸۸

دی ۸۸

آذر ۸۸

آبان ۸۸

مهر ۸۸

شهریور ۸۸

امرداد ۸۸

تیر ۸۸

خرداد ۸۸

اردیبهشت ۸۸

فروردین ۸۸

اسفند ۸٧

بهمن ۸٧

دی ۸٧

آذر ۸٧

آبان ۸٧

مهر ۸٧

شهریور ۸٧

امرداد ۸٧

تیر ۸٧

خرداد ۸٧

اردیبهشت ۸٧

فروردین ۸٧

اسفند ۸٦

بهمن ۸٦

دی ۸٦

آذر ۸٦

آبان ۸٦

مهر ۸٦

شهریور ۸٦

امرداد ۸٦

تیر ۸٦

خرداد ۸٦

اردیبهشت ۸٦

فروردین ۸٦

اسفند ۸٥

بهمن ۸٥

دی ۸٥

آذر ۸٥

آبان ۸٥

مهر ۸٥

شهریور ۸٥

امرداد ۸٥

خرداد ۸٥

اردیبهشت ۸٥

فروردین ۸٥

اسفند ۸٤

دی ۸٤

آذر ۸٤

آبان ۸٤

شهریور ۸٤

امرداد ۸٤

تیر ۸٤

خرداد ۸٤

اردیبهشت ۸٤

 

آسمون

 

دوستان

زری نوشت

نحل

چتر

عرفان

واگويه

کفش

زمزم دل

جامانده

دیار یار

شروق

چایی خور

حسينيه

ماه ناتمام

عطر ياس

ياس کبود

عطر سيب

سرگیجه ها

سنیور زورو

خط قرمز ها

محب زهرا

رهگذر تنها

مسافر خدا

بازمانده تنها

خاکستر سر

فطرس فداکار

بچه کنکوری

ساحل افتاده

ایرانی مهدوی

سایت اهدا عضو

درويش پا برهنه

فتو بلاگ آسمون

هديه دات آی آر

ماهتیسا(ماه تنها)

مشکااااااااااااااه نور

بسیجی سیاسی

عطری از خاک غریب

پچ پچ های در گوشی

دختری از سیدنی ......

خاکریز یک نسل سومی

شهید احمد علی ذوالقدر

شهید سید محمد جواد علوی

فرهنگ جامع اسم های ايرانی

ما معتقدیم عشق سر خواهد زد

و خدایی که در این نزدیکی است

گاه نوشت های یک ذهن مشوش

 

امکانات جانبی

RSS 2.0