شب اول
مصیبت کربلا نه از قلت اصحاب است . و نه از ضربه های پی در پی شمشیر و تیر ....
مصیبت کربلا آنست که حرمت اهل بیت ِ پیامبر تنها پس از یک نسل شکسته شد .....
مصیبت کربلا قصه فراموش کاری انسان است .....فراموش کردن جای بوسه های پیامبر بر حسین
مصیبت کربلا جنگ بین مسلمان با مسلمان است ،نه مسلم و کافر ......
مصیبت کربلا انحراف نیست ،نافهمی نیست ،مصیبت کربلا دنیا پرستیست......هوس است
دنیا پرستی کسانیکه نه از روی جهل با حسین جنگیدند نه از روی عقیده ،که وعده و وعید های دنیایشان دست به شمشیر و تیرشان کرد !
شب دوم
در کربلا همه ، تمام دارایشان را میدادند ....
رقیه هم .....
فراتر از بابا ،یک دختر سه ساله چه دارایی ای میتواند داشته باشد ؟
شب سوم
تمام آن چند هزار نفری که در راه کوفه حسین علیه السلام را تنها گذاشتند و از میانه ی راه بازگشتند ، امامشان را برای دنیایشان میخواستند که همراه امام شده بودند ...حتی خیال هم نمیکردند که جنگی و کشته شدنی در کار باشد ....
در راه ائمه باید خالص بود، وگرنه فرقی با اهل کوفه و نامردان ِ بی وفایی که امام را تنها گذاشتند نداریم .
شب چهارم
در مجلس یزید زینب سلام الله علیها گفت : ما رَائتُ الا جَمیلا .....
و از کربلا تا ابد ، عالَم وقتی به زینب نظاره مکند چیزی نمیتواند بگوید جز :
ما رَائتُ الا جَمیلا
شب پنجم
وقتی انسانی در برابر نباشد ....قلبی حتی با دیدن علی اصغر کوچکت هم به رحم نمی اید .....
شب ششم
حُر بخشیده شد .....تا ثابت شود حسین نه از روی کینه به میدان آمد نه برای حکومت .....حسین برای این به میدان آمدکه حتی یک نفر هم کمتر جهنمی شود .....
شب هفتم
آنچه دشمن بر سر علی اکبر آورد ، جنگ نبود ،حیوانیت بود ،رذیلت بود، پستی بود ....حرام زادگی بود !
شب هشتم
ادب ،عباس دارد .
شب نهم
حسین را که کشتند ، علی (علیه السلام ) در زینب حلول کرد .....
شب دهم
عاشورا یک روز است ، هر کس یک بار قربانی میشود .
و تا اربعین است که زینب هزار روز میمیرد و زنده میشود