بسم رب کنکوری ها

 

اتل متل یه کنکور

نمیدونی چه سخته

با درسای زیاد و

با تستای فلسفه

.

اتل متل چه سخته

شب و روزای کنکور

شبا با کابوس درس

روزا کلاس کنکور

.

آزمونای قلم چی

سوالای پیچ پیچی

هرچی میخونی انگار

بازم اول خطی

.

دور خودت میچرخی

هی از خودت میپرسی :

چقدر کتاب و جزوه

فایده ای  داره، یعنی ؟

.

اتل متل یه کابوس

تو تاکسی و اتوبوس :

دختره رو میبینی ؟

رتبه ی سی هزاره

.

یادت میاد چقد خوند ؟

میرفت کلاس کنکور !؟

اینا همش اداش بود ..

انگاری خیلی خنگ بود

.

اتل متل استرس

جونمو از من گرفت .

هی از خودم میپرسم :

لیسانسو میشه گرفت ؟

.

توهمم میشکفه .

میرم تو اوج رویا

اول مهر واستادم

دمِ درِ دانشگا

.

هی دوستامو میبینم

بچه های مدرسه .

همه تو یک کلاسیم .

خدا به داد برسه

.

اتل متل کنفرانس

سالن آمفی تئاتر

سالن چقد شلوغه

حال ادم جا میاد

.

شدم سخنرانشون .

قراره صحبت کنم

حالا میبیی چه طور

بحث و شلوغ  میکنم .

.

میکروفون و میگیرم

اهم اهم .یک دو. سه

بحث و شروع میکنم

موضوع بحث "مشروطه"(1)

.

چند باری کف میزنن

بچه های دانشگا .

بعضیا هو میزنن

اون دانشجو نماها

.

یه هو یادم میاد که

توهمم شکفته

دانشکده کجا بود

فکر میکنی که کشکه ؟

.

همه اینها که گفتم

فکرای اینجانبه .

یک طرفش سپیده

یک طرفش کبوده .

.

خلاصه خیلی سخته

شب و روزای کنکور

ملتمس دعاییم

تو جنگ با غولِ کنکور

.

.

پ.ن:

(1)رشته مون قراره علوم سیاسی بشه .ازین باب موضوعش این بود !

دیشب گفتمش ! صبح اصلاحش کردم .