بسم رب الشهدا

در گوشی با تو که رفتی تا ما ادامه دهیم .اینبار که برگشتی هیچ از امانت های خود ندیدی  .......باز هم همان جمله همیشگی شرمنده ایم

امروز آمده ام با يك دنيا شرمندگي با همان صورتِ صورتي از خجالتِ هميشگي !با همان كوله پشتي پر از گناه همان كه شما حتما نمي دانيد نه بگذار اينطور بگويم همان دليل اشك هاي هر شب اقا.....

خيال نمي كردم انگشتانم بدن هاي شمارا لمس كند و چشم هايم ببيند انچه را كه روزي فقط در خيال ميديد !

نمي دانم اشك هايم گفت همه انچه را كه بايد بگويد؟!يا باز آن هارا بغضي كرده و حواله به گلو !؟

پيش همه ی انچه رسوب كرده در گلويم !

آمده ام در سرزميني كه خودتان را قرباني خدا كرديدعرفه بخوانم ....ميخواهم عشق بازي با خدايم در سرزميني باشد كه جاذبه آسمانش انقدر شديدتر از خاك باشد كه با اولين پرش پرواز كنم.

مي خواهم خاك هايش را ميان دو دستانم رو به آسمان بگيرم و قسم دهم به خون هايي كه ريخته شده كه خدايا خون مرا هم درياب و فداي قدم هاي آقا كن يك قطره خونم و يك قطره اشكي كه اقا براي گناهانم ريخته است اين به آن در !

.

پ.ن:

۱-عرفه طلائيه بودم دعاگوي همه

موقع ورد خوب استقبالي ازمون شد چيزي كه نه تصورش رو مي كرديم نه انتظارش رو داشتيم 24  شهيد تازه  تفحص شده !

جاي همه گي خالي بود !

۲-نازد به خودش خدا که حیدر دارد *دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله*صدبار اگر کعبه ترک بردارد

۳-بازم همون در خواست هميشگي من .........التماس دعا