سلام يه بنده خدا مي گفت ما بايد به خدا اعتماد داشته باشيم ...به حرفش خنديدم گفتم يه چيزی مي گييا کيه که به خدا اعتماد نداشته باشه؟ميدونين چي گفت؟ گفت: ممکنه به زبون بگيم ولي پاي عمل که ميرسه اعتماد نداريم

گفتم مثلا گفت مثلا: اگه تو کفشت و در اورده باشي گذاشته باشي يه گوشه بعد که اومدي بپوشي يه بچه بهت گفت من ديدم يه عقرب رفت تو کفشت

تو با اينکه احتمال ميدي که بچه سر بسرت مي زاره ولي کفشت و مي تکوني حالا 2حالت داره يا بچه راست مي گفته که در اون صورت هر دفعه بچه يه چيزي گفت قبول مي کني حالت دوم يا دروغ گفته و سر بسرت گذاشته ولي اگه همين بچه يه بار ديگه بهت همينو بگه تو مي گي حالا ضرري که نداره يه بار مي تکونمش!!

ولي هر چي خدا مي گه(( بابا غيبت نکن بده زشته تو همين دنيا ضررشو مي بيني چند دفعه همين غيبت کردنات باعث ضررت شده)) ولي انگار که نه انگار فکر مي کنيم خدا داره شوخي مي کنه يا استغفر الله دروغ مي گه!!اين يعني چي يعني ما به اندازه يه بچه به خدا اعتماد نداريم !!

پس اين هفته:

هفته ي ترک گناه غيبت

بازم مي گم يادمون نره به خدا اعتماد داشته باشيم وقتي مي گه تواين غيبت واسه ما ضرره گوش کنيم !!آقربون پسر