بسم رب الحسین

 شب وداعیه تو مشهد آقا سید تعریف میکردند که :

جلو در وردی به حرم یه سگ پیر نشسته بوده ظل زده بوده به گنبد. بعد یه مدت یه نفر میاد با احترام سگ رو بغل میزنه و میبره تو ماشین .....اون کسی که شاهد ماجرا بوده میره جریان رو می پرسه

صاحب سگ میگه :این سگ دیگه پیرشده بود چشماش خوب کار نمیکرد ...دیگه به در مون نمیخورد چند شب پیش رفتیم تو بیابون ولش کردیم .....دیشب اما رضا  اومد به خوابم گفت فلانی سگی رو که در خونه ادم پیر شده رو بیرون نمیکنن .....

اومدم سگ رو برگردونم خونه .........

.

اقا خودت میدونی از کوچیکی جز در خونه تو نبودم !