*به نام خدا*

سلام .

امروز امتحانام تموم شد بعد از یک جنگ 33 روزه !

33 روز خواندن ها وشب بیداری ها و قید خیلی چیزها را زدن!

 نمیدانم چرا این روزها برای هرچه مایه میگذارم و هرقدمی برمیدارم درست به اخرش که میرسد دلم میگیرد دلم میگیرد که اگر یک قدم برای خدا برداشته بودم .....

دلم میگرد که اگر یک ذره تلاش برای خدا کرده بودم ......

دلم میگیرد که اگر یک شب فقط یک شب برای خدا بیدار مانده بودم نه فقط یک امتحان را که تمام زندگی ام را بیست میشدم !

ولی نشد !

دلم میگیرد که اگر انقدر که منتظرفلانی .....نه، انقدر که منتظر فلانی ها  بودم منتظر خدا بودم .....چه ها که می شد! ...عجب مولایی داشتم و بندگی اش را نکردم!

دلم میگیرد که چه بد بنده ای بودم.....کم محل ...بی حوصله ......آن هم نه همیشه فقط برای خدا بی حوصله ....طلب کار ...و غر غرو ....

.خدایا این روزها که میگذرد هر روز بیشتر دلم میگیرد .......و میدانم که دل تو هم  میگیرد وقتی اغوشت را باز میکنی و من باز هم وقتی برای توبه کردن ندارم

 و تو باز منتظر می مانی ....!

.

پ ن :

1- امتحان فلسفه و منطق مون افتضاح سخت بود ......هیپنوتیزم

2- فتو بلاگم هم به روزه ....راستی تو فتو بلاگ هم میشه کامنت

گذاشت ها ....قدرت خدا چشمک

3- صوت مشدی حسن رو هم اگه گوش نکردید از دستش ندید ....

4- اینو هم الان دیدم :پیگیر جام ملت های اروپا باشید !به من و شما ربطی ندارد که در فلسطین چه می گذرد .خنثی