سیاهه های یک ترم هشتی !

بسم الله و بحول الله

 

بالاخره نمرات این ترممون رو هم  زدن ...


این دفعه دیگه اصلا از نمرات این ترمم راضی نبودم ...ولی حداقلش اینه که میدونم دلیلش کم کاری خودم نبوده.


خسته شدم از این دانشکده و بخش مضخرفمون و استادایی که فقط جوری امتحان میگیرن که دانشجو نمره نیاره ...و اصلا ارزیابی ِفهم ِ دانشجو نسبت به درس براشون مهم نیس....
خسته شدم ازین استبدادی که تو بخش مون هست و هییییچ چی دست دانشجو نیست 

 امیدوارم دیگه گزارم به این بخش پر مدعا و پوچ فلسفه ی دانشگاه شیراز نیفته
و این ترم اخر رو با خوشی  تموم کنم و برم ....حیف اون همه علاقه به فلسفه که با این رفتارای اساتید چه توی من چه توی خیلی همکلاسی هام تبدیل شد به یه حس دلزدگی و دلمردگی و نا امیدی ....

و نمیدونم جواب  این همه کشتار استعداد و انگیزه توی دانشگاه که باید محل ِ ایجاد انگیزه برای دانشجو باشه  رو چه کسی و کجا قراره بده ...

استادی که روز امتحان طوری دانشجو رو غافل گیر میکنه و به این غافل گیر کردنش افتخار میکنه ...ایا میدونه که با این کارش چند تا مغز رو میکُشه و چه انگیزه هایی رو برای ادامه تحصیل خرد و خاکشیر میکنه ؟

جواب ِ کرسی های خالی ِ اساتید ِ فلسفه در اینده رو استادای امروز دانشکده های فلسفه باید بدن ....استادایی که با عرض معذرت  شاید اونروز  زیر خروار ها خاک پنهان شده باشند

دلم میگیره وقتی به 4 سال پیشم برمیگردم و یاد اون همه انگیزه  میفتم که هر ترم بعد از اونهمه تلاش و ندیدن جواب ِ تلاشم تو نمره ها کاملا از بین رفته .....

 

دوست دارم ترم اخر موقع رفتن به همه استادایی که با نوع امتحان گرفتنشون ظلم کردن در حق ِ انگیزه های ما بگم :

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

                                                      تو بمان با دگران وای به حال دگران

پ .ن :

اگه امار همکلاسی های با استعدادم رو که هر کودومشون حداقل یکی دوترم شاگرد اول بودن ولی الان هیچ تصمیمی برای شرکت تو ازمون ارشد ندارند رو بهتون بدم شما هم همین قدر دلتون میگیره  ...

 

 

/ 6 نظر / 10 بازدید
مهدي

آدم خوب نيست دو روز مونده به تولدش اينجوري قصه دار باشه. تولدت مبارک آبجي کوچيکه

قدمها

كاملا چيزيه كه من اين ترم كشيدم. تنها اميدي كه به خودم ميدم اينه كه براي نمره درس نخونم.اي امتحانا فهم دانشجو رو ارزيابي نميكنع فقط نااميد ميكنه.

بچه آدم

شدیدا شدیدا شدیدا حرف دل منو زدید... من مهندسی میخونم و اساتید پر مدعای از فرنگ برگشتمون عین همین بلایی که سر شما آوردن رو سر من هم آوردن... همین ترم! فقط یه مشت احمقن!

sanaa

هاي.هواريو?ايم فاين تنكيو اند يو?

قطع و وصل

نمره به چه دردی میخوره؟! یه گور بابای نمره را بلند بگو طوری که گوشهای خودت از صدایت درد بگیرد! آن وقت انگیزه کم کم برخواهد گشت![نیشخند]

رهپوی وصال

سلام چ دانشگاه خوبی، خوراک منه. [نیشخند]