بسم رب الحسین

 شب وداعیه تو مشهد آقا سید تعریف میکردند که :

جلو در وردی به حرم یه سگ پیر نشسته بوده ظل زده بوده به گنبد. بعد یه مدت یه نفر میاد با احترام سگ رو بغل میزنه و میبره تو ماشین .....اون کسی که شاهد ماجرا بوده میره جریان رو می پرسه

صاحب سگ میگه :این سگ دیگه پیرشده بود چشماش خوب کار نمیکرد ...دیگه به در مون نمیخورد چند شب پیش رفتیم تو بیابون ولش کردیم .....دیشب اما رضا  اومد به خوابم گفت فلانی سگی رو که در خونه ادم پیر شده رو بیرون نمیکنن .....

اومدم سگ رو برگردونم خونه .........

.ParchameHarame-EmamHosein(a).jpg

اقا خودت میدونی از کوچیکی جز در خونه تو نبودم !

/ 26 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تدارکات ۰۹۰

ای وای از اسيری کز ياد رفته باشد بر دام مانده باشد؛ صياد رفته باشد ... يا حق

يک تدارکاتی

سلام آخ که چه حالی میده این روزا از امام رضا و با امام رضا و برای امام رضا بگی...

orkideh

امام رضا جون ، شكستم و نشكستي ... وفا نكردم و كردي ... جفا ديدي و نديدم ... بريدم و نبردي ...

باران

سلام. خوبی؟ فکر کردم حالا بيام پست جديد زدی! تو که ماشالله اکتيوی.. البته به پای من که نميرسی