سیاهه ی عصر پنجشنبه !

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

بعد از اون کربلایی که احساس کردم میشه تا کربلا هم رفت و اقا نگاهی نکنه ...تصمیم گرفتم هیچی نگم تا خود ائمه بطلبند ....

الان هم گله و شکوه ای برای نیامدن نیست ....اما خب غصه که دارد ! حسرت که دارد .....

دلم میکشد ...وقتی توی تلوزیون یا حتی روی بک گراند گوشی ام سنگ فرشهای حرمت را میبینم ...

جای خالی زیاد دارد به اندازه من توی حرم جا هست ....

اما توی لیستی که تو اسم زائرانت را مینویسی نمیدانم ....خب حتما نیست دیگر!

و من آن قدر ناچاره  ام که دلم به این  سیاهه هایی خوش است که شاید تو بخوانی شان .....

دیگر تقریبا همه دوستان اقوام و آشناها  توی  دو هفته اخیر به مشهد امده اند !و من به تعداد تک تکشان بغض کردم اما گله نه !

الان ولی ،

خوشحالم که قرار نیست عید غدیر با اسم ام های به "یادتان هستم"   ِ دوستان بغض کنم و حسرت  طلبیده نشدن دوباره مثل یک داغ روی دلم بماند .....

.

.

امضا : (هر تعبیری که اینروزها از من داری )

/ 3 نظر / 17 بازدید
مهدي

http://webco.comli.com/img/82798ec8909d.jpg http://webco.comli.com/img/0bb8062ea8e0.jpg http://webco.comli.com/img/51fdbb810aff.jpg http://webco.comli.com/img/f3aebc649f9e.jpg

نردبانی تا خدا

سلام 2 سال هست که من هم حسرت به دل موندم یه دل خوشی داشتم که حد اقل امام رضا اجازه میده بیام پیشش کربلا و مدینه که مال از ما بهترون هست حالا انقدر غرق شده ام که حتی مهربان ترین مهربانان هم از من نا امید شده ولی یا امام رضا به مشبک ضریحت دلم گره خورده

سپیده خاطرات من

[گل][گل][گل]