رقصی که جهاد است !

بسم الله

پدر بزرگم اگر زنده بود تو الان تقریبا همسن پدر بزرگ من بودی با محاسنی که تقریبا کاملا سفید شده بود ....نحیف و لاغر .....و با همان صورت پر چین و چروک و دست های پینه بسته ای که انگار فقط در انشاء ها و_ این روزها_ در وبلاگ نویسی ها مهربان است و دوست داشتنی .....

وسط چهار راه ادبیات(١) ......تو نه مثل پدر بزرگهای قصه ها قصه میگفتی و نه روی مبل نشسته و تکیه بر عصا با نوه هایت بازی میکردی .....درست وسط چهار راه بودی و میرقصیدی ...روی لب هایت  لبخند بود ....روی لب های مردم توی ماشین هم  .....روی لب های من اما نه !!!! میرقصیدی و میرقصیدی .......زیبا تر از همه ی رقاصه هایی که شاید هر کسی دیده باشد ..... .....رقصی برای زنده ماندن و سیر شدن و سیر کردن ......رقصی که جهاد است ....

________________________________

(١)چهار راه ادبیات_ شیراز

/ 25 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مترسک

رقص سوزی در بیوتن که رقص فقر نبود! بود؟

aramesh

آخی[افسوس] حالا واقعا قشنگ می رقصید؟!

یاس18

سسسلام گل دختر خوبی؟ همین روزا از خموشی در میایم انشاله خبرای خوب خوب هم برات دارم راستی اون روز تو پایانه دیدمت اما سریع رفتوندی فدات

یاس18

خبرای خوب هم رخ داد و شما بس که احوال می گیری بی خبر موندی.... یه وقت که انلاین شدی خبرم کن بیام با هم بصحبتبم ....خبرا هم گوشتون برسه فدات

مسافر خدا

امام محمد باقر (ع ) : " گمان می کنید که چشمهای بینا و گوشهای شنوای ما همیشه همراه شما نیست؟ چه پندار نادرستی است . به خدا سوگند هیچ چیز ار کردارتان بر ما پوشیده نیست . پس ما را نزد خودتان حاضر بدانید و خود را به کار نیک عادت دهید و از اهل خیر باشید تا به همین نشانه و علامت شناخته شوید . من فرزندان و شیعیانم را به این برنامه فرمان می دهم . " ( بحارالانوار ج۴۶ ص۲۴۳) سلام انشالله همگی به فرمان مولایمان عمل کنیم ، اگر می تونی به دوستانت هم سخن گرانبهای امام محمد باقر (ع) را برسان . التماس دعا

زمانی

سلام ممنون که به ما سر زدید من شما رو لینک میکنم به وبلاگم

مریم السادات

کی بود میرقصید؟ چرا جهاد شد رقصش ؟ من که نفهمیدم . یه جور بنویس که استفاده کامل ببریم. بای