سوغاتی قبل از سفر .....

 

بسم الله

 

هر بار مشهد رفتنمان یک طوری بهم میخورد ...هربار گلایه میکردم ....دلم میشکست ....دلگیر میشدم از آقا ....

اینبار وقتی برای بار چهارم مشهد رفتنمان بهم خورد  ...... دلم گرفت و باز در دلم گلایه کردم .......دلگیر شدم...مغزم به هیچ جا قد نمیداد ...امام رئوفی که دعوتش را پس میخواند ان هم برای بار چهارم ......نمیدانستم کجای کار میلنگد ....ولی میدانستم قرار است یک چیزی را ازین مدام دعوت های رد شده بفهمم ...بغض هایم امانم را بریده بودند.....داشتم دیوانه میشدم ازین رانده شدن هایِ پشت سرهم ...دل هم راضی نمی شد، نه به اشک نه به شکایت ......

بعد از نماز

سر بر سجده گذاشتم ....

قول دادم ریش و قیچی را بدهم دست خودش .....

دیگر گلایه ای و دلگیر شدنی در کار نباشد.......هیچ گلایه ای !

 

فردا صبحش مشهدمان جور شد !

.

.

اینبار سوغاتی ِ ام را قبل از سفر از آقا گرفتم ....حتی اگر بازهم مشهد رفتنمان بهم بخورد ....

رضا شدم به رضای ِ رضا

.

پ.ن:

انشالله هفته آینده دعاگوتونیم مشهد .....

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الی

ا؟پس نظر من کوووووووووو؟ نوشته بودم : وای.وای

مجتبی

سلام ، [گل][گل] زیارت قبول و التماس دعا [گل] دستان نیازمندت لبریز از میوه های اجابت باد همیشه سبز باشی [گل][گل]

نیما

سلام و زیارت قبول! www.e-tabrik.com

فقیر

سلام.به روزم با: "انحرافی بزرگ در نقد جریان انحرافی" تحلیل و نقدی پیرامون نوع مواجهه جریان حزب الله با جریان انحرافی و سوء استفاده خواص مردود از این بازی... حتما سر بزنید و نظر دهید. http://iga.parsiblog.com/

یاس18

سلام یعنی تو الان مشهدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//نمیری [قلب]

سرباز

...

یارحجت

یا رفیق من لا رفیق له سلام[لبخند] خیلی قشنگ بود . دقیقا عین دعوت نشدن من، خداکنه مال منم به خیر بگذره! التماس دعای فرج یا حق