خیلی وقت است که برادرم شده ای ....

" بسم رب الشهداء و الصدیقین "

عکس هایت را یکی یکی تماشا میکنم .....ناگهان حس میکنم چقدر دلم برایت تنگ شده است ....گوشه گوشه ی مسجد ایستاده ای ....راه رفته ای ....نشسته ای ...قدم گذاشته ای..... روی سنگ فرش های همین مسجد ....صدایت روزی پیچیده است در شبستان !

تو را ندیده ونشنیده  ونشناخته ام ...اما دست هایت را دیده ام وقتی اشکارا به یاری ام می ایند .....وقتی کنار قبرت مینشینم و تو با آن نگاه نافذ عکس بالای قبر ات نمیگزاری خیال کنم که رفته ای .....و نیستی !

 مینشینم کنارت و باور میکنم آیه ی "ولا تَحسَبنَ الذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ الله امواتا بَل احیاءٌ عندَ رَبِهم یُرزَقون "و میگویم حرف دلم را و میخواهم که کمک ام کنی ....خیلی وقت است که برادرم شده ای ....دفعه اول که گفتم برادرم باش و خودت کارهارا درست کن با خودم گفتم چه یک طرفه و خودسر  قرار داد نوشته ام ! اما تو بازهم بزرگتر از اینها بودی !

 وقتی جای پای ات را در تمام لحظات بی یاوری ام دیدم فهمیدم که امضا کرده ای پای ان قرار داد یک طرفه  را ! و حالا دوطرفه شده بود !

و چقدر دلم محکم میشود وقتی برای کاری پیش تو می ایم و تو باز با لبخندی که روی عکس بالای قبرت محو شده است دلم را قرص میکنی و بعد راهی  خانه ام میکنی .....

و من هر لحظه تو را دوست تر میدارم !

.شهید حاج شیر علی سلطانی

پ . ن :

1)      شهید حاج شیر علی سلطانی ......شهید مسجدمان است .....قضیه اش مفصل است ! اینکه قبل از شهادت قبری  برای خودش اماده میکند در گوشه ی مسجد ... بلند قد بود اما قبری که اماده شده بود به اندازه اش  نبود ..... شهید که میشود بی سر شهید میشود .....قبر اماده شده درست به اندازه بود.... اندازه ی  پیکر بی سر ....بار ها قبل از شهادتش گفته بودکه " شرم دارم روز قیامت در برابر مولایم با سر حاضر شوم" ....و انگار امضای  این قرار داد یکطرفه را گرفته بود !

.

2)      مسجدی که میگویم  را خود شهید شیر علی سلطانی ساخته است با کمک چند تن از اهالی محل ....شیرازی ها خیابان زرهی را میشناسند خیابان زرهی ها محله ی کوشک قوامی را  و کوشک قوامی ها هم مسجد المهدی و مقبره ی حاج شیرعلی سلطانی را نشانتان خواهند داد ...التماس دعا !

 

/ 29 نظر / 61 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک بنده نا صالح خدا

و من هنوز در پی دانه ای هستم که از دهانم افتاد تا پیدایش کنم............مانند جوجه ها!

غریب کربلا

بسم رب النور سلام ممنون به وبلاگم اومدن. گویا با تبادل لینک موافق نیستید موفق باشید یاحق

مشق شب 14

سلام ولا تَحسَبنَ الذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ الله امواتا بَل احیاءٌ خیلی وقته که ردپای شهدا رو توی زندگیم می بینم ... شیراز هم چند تا پاتوق هست ولی .... ای کاش در عهدمون استوار بودیم ....[نگران] شهدا ... کمکمان کنید. احیا عند ربهم یرزقون ...

غریب کربلا

سلام وبلاگم به روز شد خوشحال میشم تشریف بیارین[لبخند]

شيعه علي (خادم بي بي)

سلام دوست عزيز اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و ... بعد از مدتها توفيق به روز رساني وبلاگ نصيبم شد. با مطلبي با عنوان « آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضى شد؟ » به روزم. حضور شما مايه امتنان ماست. منتظر نظرات گرم شما هستم. هر نظر = يک لعنت بر عمر عليه اللعنة و العذاب آمين عدم رضايت صديقه شهيده سلام الله عليها از شيخين، اصل و اساس مشروعيت خلافت آن‌ها را زير سؤال مى‌برد؛ ... بلاذرى و ابوحامد غزالى به نقل از خود شعبى مى‌نويسند: در شهر بصره همراه عده‌اى بر حجاج وارد شديم گروهى از قاريان مدينه از فرزندان مهاجر و انصار كه ابوسلمه بن عبد الرحمن بن عوف نيز در جمع آنان بود، حضور داشتند. حجاج با آنان مشغول گفتگو بود يادى از علي بن ابوطالب كرد و از او بدگويى نمود و ما نيز به خاطر رضايت حجاج و در امان ماندن از شرّ او از علي بدگويى كرديم .... البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ) أنساب الأشراف، ج 4، ص 315؛ الغزالي، محمد بن محمد أبو حامد (متوفاي505هـ)، إحياء علوم الدين، ج 2، ص 346، ناشر: دار المعرفة – بيروت.

سعید

سلام . . . عرض ادب و احترام فراوان . . . راجع به این شهید بزرگوار ویژه برنامه ای در تلویزیون پخش شد . . . خدا توفیق بده در روز قیامت با چنین شهدایی محشور بشیم . . . التماس دعای فراوان یا حق

انجو

سلام آپ كن با با ديگه من توي هر دو بلاگم آپم http://alienjoo1.blogfa.com/ و http://alienjoo.blogfa.com/ بيا و نظر بده باشه ؟

حسین

سلام شهيد سلطاني مزارشون شيرازه همين چند ماه پيش ماجراشو فهميدم مربي رزم انفراديمون واسمون تعريف كرد. از طرف منم برو زيارتشون و بگو يكي اونور ايران (شمالغربيترين نقطه ايران) به مشكل خورده شفاعتش كن و با اراده و عنايت خدا گره از كارش را بگشاي