من و نمایشگاه بین اللملی و....

از در که وارد میشوی یواش یواش آماده میشوی برای دیدن چهره های عجیب اولین اش را که میبینی با انگشت نشان همراهت میدهی که اورا نگاه کن با چه ریختی اماده !کمی جلوتر که میروی آن بی ریخت ها زیاد تر میشوند یواش یواش سنگینی نگاه ها را حس میکنی اینبار انگار انگشتان دیگری تو را نشانه میروند و اینبار تو بیریخت شده ای ............دیگر کسی را با انگشت نشان نمی دهی چون اگر بخواهی چنین کنی انگشت کم می آوری در این میان صدایی که مدام از بلندگو ی سالن  پخش میشود و تمسخر های بعدش تو را آزار میدهد: ((لطفا شئونات اسلامی را رعایت فرمایید )) سر ات را زیر می اندازی و برای  راحت ماندن اعصابت هر از گاهی جلوی غرفه ای سرت را بالا می اوری فرز و تیز نگاهی می اندازی و میروی !

انگار نمایشگاه ادام هاست با تمدن هاشان !22.gif

کراوات

موهای مش شده (سفید و نارنجی )

و گاه حیوانکی که در دست این جماعت  اولئک کالانعام بل هم اضل میبینی  17.gif

تو هم انگار واقعا باورت شده است که نمایشگاه انسانهاست یکی را که میبینی دو سه دقیقه روی مغزت تحلیل میکنی ...........و دختران را که میبینی  امید های دلت افسرده گی میگیرند !!

دلت می شکند ازین که ایران تو با این همه تمدن با این همه عزت برای متمدن نشان دادن فروشنده هایش در یک  نمایشگاه بین المللی از کشور های بی تمدن غربی تمدن غرض میگیرد تمدن کراوات داشتن !!!46.gif

.

.

دلت میگیرد ....گمان نمیکنی کسی حرفت را بپزیرد حرف یک امل عقب مانده از تمدن  چشمت به قلم و دفتری می افتد که گویا برای ثبت نظرات است .........اخرین امیدت است خودکار را برمیداری کمی در دستت می چرخانی و. مینویسی :

انتظار میرفت نشان دیگری جز کراوات به عنوان نشان تمدن برای فروشنده ها انتخاب شود .

.

.

پ.ن: منم فقط نق میزنم 33.gif

نمایشگاه گل و گیاه شیراز

/ 18 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دادو بيداد

هر چی فک ميکنم چيزی به نظرم نميرسه که بگم.فقط ميگم ای دادو بيداددددددددددددددد خدايا............

طاها

نمی دونم چرا اصلاح جامعه از اين نمايشگاههايی که شده محل نمايش دختران بی بند و بار شروع نمی شه نمی دونم چرا ولی بهمين دليل خيلی کم به نمايشگاه شهرمون می رم چون به شدت بعد از برگشتنم دچار عذاب روحی می شم

هادی

به نام حضرت دوست دوست من سلام ؛ وبلاگ جذاب شما دوست گرانقدر در کوتاه زمانی در لیست پیوند های وبلاگ من قرار خواهد گرفت . خرسند می شوم اگر شما نیز« پس ازدیدن شاید یک روز مثل امروز» ، وبلاگ من را در لیست پیوندهای وبلاگتان قرار دهید و برای اینکه وبلاگتان در لیست پیوند های من قرار گیرد مرا مطلع فرمایید. این اولین گام برای همکاری های بعدی مشترک و سر آغازارتباط دوستانه ما است پیشاپیش از عنایت و توجه شما سپاسگزاری می کنم . عنوان وبلاگ من : شاید یک روز مثل امروز وبلاگ من : www.doolerha.blogfa.com دوست جدید شما هادي

عابر

سلام جزیره در کانال ماهی فرد تحول آفرین برخلاف برخلاف مسیر توده حرکت می کند و همین به اندازه کافی حساسیت زاست و اتفاقا هنر نیز در همین است چرا که "ماهی های مرده هم می توانند در مسیر رود حرکت کنند." ... یا حق.

شروق

کی ميشه که ما وقعا ارزش فرهنگ خوودمون و پوچی اين فرهنگ غالب رو درک کنيم واقعا حرف دل ما رو زديد يا حق

مجتبی

سلام ممنونم که لطف کردی و آن کامنت زیبا رو نوشتی . من هم با نظرت کاملاً موافقم که الان خیلی ها داشتن شخصیت رو تو چیزهای دیگه می بینند

اميد

سلام ممنون که سر زدين . والا چی بگم ؟‌ کاشکی فقط به همين کراوات ختم ميشد .....